تبلیغات
♣♣♣ سوادآموزان گرامی:خداراشکرمی کنیم که شماباخواندن ونوشتن و روخوانی قرآن کریم آشناشدید.ازحضورشمادربرنامه ی سوادآموزی تشکّرمی کنیم وامیدواریم که این حضور ادامه داشته باشد وسوادآموزی را ادامه دهیم تابه طورکامل بتوانیم بخوانیم،بنویسیم وقرآن رابه عنوان یک مسلمان روان بخوانیم ♣♣♣ گسترش فرهنگ سوادآموزی - تجارب سبزیک معلم 2


Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)

تجربه اول :

       تدریس در امامزاده       

درروستای (تقی آبادبید) منطقه خوسف درکلاس چندپایه مشغول تدریس بودم . یک روز با هماهنگی اداره واخذ رضایت نامه از اولیامحترم وهمچنین تدارک موادلازم، تصمیم گرفتم دانش آموزان رابه امامزاده شاه سلیمان علی(ع) ازنوادگان امام موسی کاظم (ع) که بسیاردیدنی و درنزدیکی این دبستان واقع بود، ببرم .

روزموعود فرارسید ، همراه دانش آموزان به مقصدامامزاده به راه افتادیم .اولیا مارابدرقه نمودند.بچه هادرحین پیمودن مسافت راه، حرکات ورزشی انجام می دادند ،بعضی ازآن هاشعر، قصه ویالطیفه تعریف می کردند وبه همدیگرخوراکی تعارف می کردند . به کنارزمین کشاورزی که رسیدیم ،مبحث هکتار وسپس واحدهای اندازه گیری (کیلومترومتر و...) راتدریس کردم.

درادامه راه ازخاطرات معلمی ام تعریف کردم تا اینکه به امام زاده رسیدیم .پس ازوضو وبه جاآوردن آداب زیارت .خادم مزار ،تاریخچه زندگی امامزاده رابرایمان بازگو کرد. برای صرف صبحانه که(پنیرمحلی وگردو وسبزی)بود درسایبان درختان نشستیم .بعدازصبحانه، مبحث گیاهان سبز واهمیت آن راتدریس کردم .

سپس به محل آبشار رفتیم وبه تماشای حیوانات اهلی نشستیم ودرهمین هنگام صداهای محیط پیرامون راضبط کردیم وعکس های زیبایی گرفتیم ودرس روستا (کتاب مدنی) ودرس آب (کتاب بخوانیم اول) رایادآوری کردم. برنامه بعدی ما کوه پیمایی ساده بود. بچه ها چند نمونه از داروهای گیاهی وچندنمونه فسیل پیداکرده بودند،اینجابود که به بحث تاریخچه زمین وخاک زندگی بخش وتاریخچه جانداران اشاره کردیم.

وقت اذان که شد، حسین باصدای زیبایش اذان داد .همراه بچه ها، نماز رابه جماعت خواندیم ، سپس برای صرف نهار، درسایبان نشستیم وسیب زمینی ها رادرآتش زغالی وتخم مرغ ها را آب پز کردیم ،علی گفت :آقا شما نگفتید که پختن سیب زمینی وتخم مرغ، تغییرشیمیایی است!بچه ها اورا تشویق کردند.

بعداز نهاراستراحت کردیم سپس به سمت تقی آباد به راه افتادیم .علی که دستش مقدارکمی ازشاخه ی درخت زخمی شده بود ،ازمن کمک خواست من درکیفم مقداری باند وچسب زخم و... آورده بودم ودست علی راپس ازضدعفونی چسب زخم زدم وبه مبحث باکتری ها ،ویروس ها و... پرداختم.  

کم کم به روستا نزدیک شدیم،اولیا ازما استقبال گرمی نمودند.این گونه بودکه درس ریاضی ،علوم،هدیه های آسمان،طرح کرامت،ورزش، هنر،اجتماعی . . . درامامزاده تدریس کردم.

 

 (تجربه آموزشی حسن رضاترابی)چاپ درمجله رشدآموزش ابتدایی آبان۹۰

                                    


Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)

تجربه دوم:تالیف کتاب

آن روز علی زودترازهمیشه خودرا به خانه رسانید.مادرش بانگرانی پرسید چی شده علی جان؟چرا این قدرهیجان زده ای؟علی نفس عمیقی کشیدو گفت:مادرجان،فردامی خواهیم مثل همیشه درس علوم رانقش بازی کنیم ومن خوشحالم چون آقا معلم به من هم نقشی دادندوگفتند :این شعرها رایادبگیرید.شمارا به جایی خواهیم بردتا آنهارا اجراکنید. نگفتندکجا،اما تاکیدکردندخوب آماده باشید.

علی تاآخرآن روز درحیاط راه می رفت وشعر رازمزمه می کرد. زمین زیرپای تومنم ،همه چی دارم روی تنم . . . شب علی زود خوابید تا روز بعد برای سفرآماده باشد.صبح روز بعد سرحال تر ازهمیشه به مدرسه رفت ، همکلاسی هایش دورهم جمع بودندودرباره جایی که می خواستند بروند حدس وگمان های خود رامی گفتند.

درکلاس آقامعلم گفت: خوب بچه های عزیز،جایی که می خواهیم امروز با هم برویم ،  یک سفرفضایی است. وتوشه سفرما شعرهای زیبا واجرای قشنگ شما خواهد بود.ما می خواهیم امروز باکمک همدیگر به منظومه شمسی سفرکنیم وهرکدام ازشما سیاره ای خواهید بود دراین سفر.

حالا هرکدامتان بر روی مداری که کف حیاط مدرسه کشیده ایم قراربگیریدتاسفرخودراآغازکنیم.هرکدام ازبچه ها که نقش خورشید وسیارات راداشتنددرجای خود ایستاد ند. یکی ازبچه هاگفت:سفرفضایی به منظومه شمسی آغاز می شود ، منظومه شمسی ازخورشید و9 سیاره تشکیل شدکه هرکدام ازآنها خودرابه شمامعرفی خواهندکرد. بعدازآن سیاره ها یکی یکی هم به دور خود وهم به دورخورشید خواهند چرخید وخود رامعرفی خواهند کردند. 

 

خورشید:

ستـــاره‌ای پــــر نـــورم             هــــــم گـــرم و هم صبورم

گـــــرما دارم فــــــراوان            نــــور مـــی‌پاشــم به هر جا

در فضـــا كـــه من هستم             دور و برم سیاره‌هایی هستند

مـــن همــــراه نــه سیاره            با هم می‌شیـــم یــك منظومه

اسمش منظومه خورشیدیه             یـا هم می‌گیم منظومه شمسیه

هر كدوم از این سیــاره‌ها             كـــــه مــــی‌چرخــــن اینجا

فــــرق داره با دیـــــگری            از نظـــــر قطــــر و دمـــــا

سیـــــاره‌هــــای نازنیــن            اسماتـــــون یـــــا الله بگیــن

تـــــا آشنـــا بشن با شما            بچــه‌هــــای خــــوب و دانـا

 

هر سیاره بر روی مدار، به ترتیب از كوچكترین سیاره تا بزرگترین سیاره با چرخش به دور خود و خورشید خود را معرفی می‌كند.

عطارد:

نزدیــــك‌تـــرین سیاره‌ام             با خورشیـــد هم همسایه‌ام

خیلــــی داغ و سوزانــــم             هیچـــی نــــدارم رو تنـــم

از سنگ و خاك پوشیده‌ام              پر از كوه و دشت و حفره‌ام

 

زهره:

سیـــــاره‌ای پــر نورم                 من هــــم تـو آسمونم

هر صبح و هر عصـــر                 بایــــد بیــــای دیدنم

چون نزدیك خورشیدم                  داغتــــریــن سیاره‌ام

هیچ موجــــودی ندارم                 فقط كوه و دشت دارم

 

زمین:

زمین زیر پــای تو منم                  همـــه چی دارم رو تنم

كوه و درخـــت و دریا                  ابر و اقیانوس و صحرا

حیوونای جـور واجور                  آدمهـــــای مهربــــون

گیاهـــان رنـگ و رنگ                  خانه‌های خیلی قشنــگ

نه خیلی سرد، نه گرمم                  هم زیبــا، هم قشنگـــم

 

مریخ:

شبیه‌ترین سیاره‌ام به زمین           نزدیكترین همسایه‌ام به زمین

رنـــــگ تنـــــم قرمــــزه            چـــــون كـــــه خاكم قرمزه

فقـــــط كمـــــی سردتـرم           چـــــون كـــه یه كم دورترم

كـــــوه و آتشفشــان دارم           دریـــــای یخبنــــــدان دارم

در طـــــول هــر دو سالی            می‌چرخم دورخورشیدچه‌عالی

مشتری:

بزرگتریــــن سیــــاره‌ام              1400 برابـــر زمینــم

چـــون كه از جنس گازم               هیچـــی ندارم رو تنم

بزرگترین قمر را من دارم              هوای سرد را هم دارم

 

زحل:

زیباتریــن سیاره‌ام                      حلقــــــه دارم دور تنــم

منم از جنس گــازم                      با مشتــــری همســـازم

از مشتری سردترم                      چون از خورشید دورترم

حلقه‌هــای دور من                       ساختــــه شدنـــد از یخ

 

اورانوس:

اورانوس كه می‌گن من هستم          بعـــد از زحل نشستم

نــــوری نـــدارم بــه خودم                   هیچـــی نـدارم به تنم

مــــن از زحـــل دورتــــرم         همون قدر هم سردترم

مــــن جنســــی از گاز دارم         دور تنــــم حلقه دارم

 

نپتون:

بعد از اورانوس اومدم                   ســــرد و تاریكـه بدنم

هیچـــی ندارم رو تنم                   چون همیشه یخ می‌زنم

جنــــس من هم گازیه                  رنــــگ مـــن هــم آبیه

پلوتو:

من از همه سردترم                                          چون از همه دورترم

كوچكترین سیاره‌ام                                          من سردترین سیاره‌ام

نه نور دارم نه گرما                                        فقط یخم و سرما

 توجه:سیاره پلوتو از کتاب حذف گردیده است.

وقتی که اجرای آن ها تمام شد ،همگی به کلاس آمدند وبچه ها به آقامعلم گفتند: که هیچ وقت این سفر را ازیاد نخواهند برد




Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)


تجربه سوم:
کشوری درکلاس

  «چو سرو کارت  به کودک افتاد                     پس زبان کودکی باید گشاد.»

سال های اولیه خدمتم که در اردوگاه افاغنه(1) به تدریس دانش آموزان افغان اشتغال داشتم در این فکر بودم که روش های نوین تدریس را که در دوران تربیت معلم خوانده ام چگونه در کلاس های درسم عملاً اجرا کنم.

در طول هفته ها و ماه های آن سال های تحصیلی، با لهجه، زبان، آداب و رسوم مردم افغان آشنا شدم و تجربیاتی را کسب کردم تا این که خواستم در سال جاری، درس افغانستان از کتاب جغرافی پنجم را تدریس کنم. فرصت خوبی برایم پیش آمد تا بتوانم یکی از الگو های نوین تدریس را در کلاس به اجرا در بیاورم.

زمانی که خواستم داخل کلاس شوم لباس افغانی پوشیدم، پرچم افغانستان را به دستم گرفتم و همراه خود چند نمونه از دست ساخته های دانش آموزانم را که از آن سال ها نگه داشته بودم با خودم به کلاس بردم. لازم به ذکر است که قبلاً تصاویری از مردم و شهر های این کشور را به دیوار کلاس نصب کرده بودم. همزمان با ورودم نوار سرود های افغانی را هم پخش کردم، دانش آموزان که غافلگیر شده بودند، مرتب کف می زدند و شادی می کردند و سرود را با نوار هم خوانی می کردند، شور و شعف در آن ها نمایان بود. بعد از آرام شدن کلاس و ایجاد انگیزه عالی به تدریس درس افغانستان پرداختم.

هنگام تدریس از پازل، فیلم، کره، نقشه و تصاویر هم استفاده کردم و با لهجه ی افغانی برای بچه ها صحبت کردم. سپس جدولی را که از قبل طراحی کرده بودم و در آن جدول، اطلاعاتی درباره ی افغانستان از
دانش آموزان خواسته بودم در اختیار آن ها قرار دادم تا تکمیل کنند. همچنین صنایع دستی افغانستان که قبلا تهیه کرده بودم به بچه ها نشان دادم تا با صنایع دستی این کشور آشنا شوند.

بعد از آن از یک گروه خواستم برای جلسه ی بعد درباره ی اتفاقات اخیر افغانستان تحقیق کنند و بنویسند و گروه بعدی با یک افغانی مصاحبه ای انجام دهند و نتیجه را به کلاس بیاورند و برای هم کلاسی هایشان گزارش دهند و از گروه دیگری خواستم تا نقشه کشور افغانستان را ترسیم کنند و به کلاس بیاورند تا روی تابلوی کلاس نصب کنیم و از گروه آخر خواستم تا مطالب درس را در جدول بزرگ خلاصه کنند.

در پایان، خاطراتی که از مدرسه افغانی ها داشتم تعریف کردم و از بچه ها خواستم برای سلامتی کودکان افغان و نجات کامل کشورشان از چنگ بیگانگان دعا کنند و با ختم صلوات، کلاس پایان یافت، از آن به بعد شاگردانم با دیدن من می گفتند: آقا هیچ وقت کشوری را که به کلاس آوردید یادمان نمی رود.

پی نوشت ها:

1- اردوگاه افاغنه: نام روستایی بود از توابع شهرستان سربیشه در مرز افغانستان که افغان ها موقتا در آن جا ساکن بودند و بعد ها به کشورشان برگشتند.

کشوری درکلاس :(تجربه آموزشی حسن رضاترابی)چاپ درمجله رشدآموزش ابتدایی آذرماه 88



Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)

تجربه چهارم:

درس 16 كتاب هدیه‌های آسمانی پایه چهارم را تدریس می‌كردم. این درس را با واحد كار دوست یابی (طرح كرامت) و بخوانیم پایه چهارم تلفیق كردم و گفتم، بهترین جمله را درباره دوست بنویسند. یكی از بچه‌ها سخن حضرت علی (ع) را بیان كرده كه دوست واقعی را باید در دشواری‌ها شناخت. یكی نوشته بود، دشمن دانا از دوست نادان بهتر است و بالاخره یكی از بچه‌ها در دفترش آمده بود: «یك دوست دارم كه دوست داره با دوست تو دوست بشه، تو دوست داری با دوست من كه دوست داره با دوست تو دوست بشه، دوست بشی؟»

با خواندن این جمله، همه بچه‌ها خندیدند و جمله بر سر زبان‌ها افتاد. من هم همین جمله را به مسابقه گذاشتم و گفتم هر كس سه دفعه آن را تكرار كند، برنده خواهد شد و این گونه تمام كلاس غرق شادی و خنده شد. در پایان هم از گروه خواستم هر كدام یك صفت از دوست خوب را با حبوبات به صورت كاردستی درست كنند و به دیوار كلاس بزنند.

          (مربوط به حسن رضاترابی چاپ شده درمجله رشد تکنولوژی آموزشی مهرماه۸۸) 



Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)
تجربه پنجم:

دیوارهاسخن می گویند:

دریکی ازروستاهای محروم منطقه خوسف (ازتوابع شهرستان بیرجند)،مشغول خدمت بودم.پس ازتدریس اکثردروس،برای این که مطالب درسی جذاب ترشود،نکات مهم رادرقالب طرح های متنوع،رنگی وجذاب،روی دیوارکلاس ومدرسه طراحی می کردم تاهمیشه درمعرض دید دانش آموزان باشدوبه تعمیق یادگیری آن ها کمک کند.

دانش آموزان دراوقات فراغت(زنگ های تفریح)همراه بازی،مطالب جغرافی،ناهمواری ها،شهرهاونواحی آب وهوایی ایران را از روی نقشه نشان می دادند.

علاوه برمطالب درسی،هرپیام مهم اعم ازعلمی،مذهبی ونظافتی رانیز روی دیوارهامی کشیدم وبرای تاکیدبیشترمی گفتم:«بچه ها!دیوارهاچه می گویند؟»بچه هامطالب راباشادی وشعف بسیارمی خواندندوازخواندن خودلذت می بردند.دروسی مانندمنظومه ی شمسی راهم که بایدبه صورت عملی اجرامی شد،درکف حیاط دبستان نقاشی می کردم.

درست است که تجربه من به شکل های دیگری دربسیاری ازمدرسه های کشورمان اجراشده است،ولی فکرکردم که بابیان آن،شایدبه آموزگاران تازه کار،به ویژه کسانی که در روستاهاخدمت می کنند،کمکی کرده باشم.

تجربه آموزشی حسن رضاترابی (چاپ شده درمجله رشدآموزش ابتدایی آبان ماه 89)



Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)


تجربه ششم:

من می توانم یک سیاره باشم:

 درس سفر به منظومه شمسی را برای دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی تدریس می‌كردم. احساس كردم مطالب  ملموس نیست وبچه ها درس را خوب یاد نمی گیرند.مطالب را به صورت چارت برگردان درآوردم، اما از آنجایی كه مطالب تئوری بود ،دانش آموزان زودآن هارا فراموش می‌كردند.

تصمیم گرفتم مطالب درس را به صورت نظم به نمایش درآورم، چون دانش‌آموزان شعر را دوست دارند و از خواندن آن لذت می‌برند. با دانش‌آموزان به حیاط دبستان رفتیم، با همكاری یكدیگر ،کف حیاط باگچ ،منظومه شمسی را رسم كردیم. بعد از این كار، به هر دانش‌آموزی، نقش یك سیاره وابیات مربوط به آن را دادم. شعر هر دانش‌آموز ،رنگ لباس ، قد و هیكل او ،با سیاره‌ها تناسب داشت. مثلاً سیاره مریخ، با لباس قرمز ، پلوتو كوچكترین دانش‌آموز و زحل زیباترین دانش‌آموز بودو ...

سیاره ها را بامقوادرست كرده بودم .هر دانش‌آموز سیاره اش را به گردن خود می‌انداخت و در حالی كه روی مدار به دور خود می‌چرخید، به دور خورشید هم می‌چرخید و شعر مربوطه  را می‌خواند. همه سیارات تا آخرین سیاره، به ترتیب این كار را انجام می‌دادند. بچه‌ها بازی خوبی کردند و مطالب را كاملا یاد گرفتند.

درپایان، پازل منظومه شمسی را دراختیاردانش آموزان قراردادم تا گروهها به صورت مسابقه، هر سیاره را به ترتیب در جای خود قرار دهند،  این كار، هم باعث تفریح و سرگرمی،و هم باعث تعمیق یادگیری شد.

(تجربه آموزشی حسن رضاترابی)چاپ شده درمجله رشدتکنولوژی آموزشی بهمن ماه 87

 


Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)



تجربه هفتم: ایران گردی درکلاس

    ایران گردی درکلاس                    

من تاکنون به شهرهاونقاط مختلفی سفر داشته ام وسعی کرده ام ازمناظرطبیعی ،سیاحتی ،زیارتی،موزه ها ،نمایشگاه ها ودیگرنقاط عکس یافیلم تهیه کرده وآن ها رابه صورت کلیپ ویدئویی یاپاورپوئینت درآورم، همچنین برای آشنایی بیشتردانش آموزانم بااستان های مختلف علاوه برنقشه وکره جغرافیایی، دفترچه هایی که شامل موقعیت جغرافیایی آثارباستانی،شهرها،مشاهیر،محصولات کشاورزی ،صنایع دستی وگردشگری،رودها،آب وهوا و... است، تهیه کرده ام  ودرتدریسم ازآن ها استفاده می کنم.

این شیوه جمع آوری اطلاعات رابه دانش آموزانم نیزآموزش داده ام .آن ها نیزازاین امراستقبال نموده اندوازمکان هایی که درایام سال سفرمی کنندتصاویروکلیپ های جذاب آموزشی تهیه کرده وبه کلاس آوردندوخودشان باکمک کارهای خود،درس هارابرای هم کلاسی های خودتدریس می کنند.آموزش این کارنه تنهاباعث تعمیق یادگیری می شود، بلکه اعتمادبه نفس دانش آموزان رابالابرده وفعالیت های هدفمندی را دنبال می کند.

درطول سال تحصیلی این گونه، به تمام استان ها سفرمی کنیم وایران گردی را درکلاس کامل می کنیم.به طورنمونه مرتضی ،دانش آموزی بودکه درایام عیدبه شمال سفرکرده وتصاویربسیارزیبایی ازدریا،تله کابین،نمک آبرود،منطقه دوهزار،صفارود،جنگل ها،پرورش ماهی،قایق هاو....تهیه کرده وآن ها رابه صورت پاورپوئینت همراه باآهنگ وسرودمحلی شمال درکلاس پخش کرد،این سفربرای بچه هابسیارجذاب شد.دانش آموزان ازاین کاربرای تمام دروس استفاده می کنند واگربه استانی نتوانندسفرکنند،اطلاعات تصاویر آن را از اینترنت ،کتاب ها ومجلات مختلف تهیه می کنند.

  ایران گردی درکلاس (تجربه آموزشی حسن رضاترابی) چاپ درمجله رشدتکنولوژی آموزشی آذرماه 90           


Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)


تجربه هشتم: اصلاح الگوی مصرف


ا- قصه گویی: می دانیم که قصه، نقش بسیار مهمی در تکوین شخصیت کودکان دارد. مسلماً علاقه به قصه را خداوند در نهاد انسان گذاشته است، زیرا خداوند از زیر و بم آفریده ی خود دقیقاً آگاه است و در تمام کتاب های آسمانی به زبان قصه با انسان سخن گفته است از این رو ما می توانیم بسیاری از مسائل علمی، اجتماعی، عاطفی و ... را از طریق قصه به دانش آموزان آموزش دهیم.

2- شعرخوانی: خوب خواندن شعر، بیشتر جنبه تجربی دارد و با تکرار و تمرین حاصل می شود و تمرین پیش از اجرا و علاقه مند بودن به شعر، دو نکته اساسی برای شعر خوانی به شیوه ی بهتر و مؤثرتر هستند.

3- استفاده از آیات قرآن: قرآن کریم کتاب هدایت است، هدایت انسان به سوی زندگانی توأم با رستگاری. پس ضروری است که برای شناخت این زندگی به پیشگاهش برویم و در آن بیندیشیم. در زمینه ی بحث الگوی مصرف می توان به تفکر در این آیات اشاره کرد.

«بخورید و بیاشامید اما اسراف و زیاده روی نکنید» سوره ی اعراف، آیه ی 31

«خداوند اسراف کاران را دوست ندارد.» سوره انعام، آیه ی 141

4- آموزش در درس انشاء: یکی از شیوه های آموزش، انشای هفته می باشد. در این شیوه، از
دانش آموزان می خواهیم که راه های صرفه جویی را در موارد گوناگون تشریح نمایند و یا این که از مشاهدات خود گزارشی تهیه نمایند.

5- آموزش در درس هنر: دانش آموزان می توانند در زمینه ی صرفه جویی یک کار هنری ارائه دهند. مثلاً یک نقاشی طراحی و رنگ آمیزی نمایند و یا از مواد بازیافت، کاردستی بسازند و نمایشگاهی تشکیل دهند و یا این که با استفاده از ماسک، پانتومیم جالبی را اجرا نمایند.

6- آموزش از طریق بازی: در دوره ی ابتدایی با اجرای بازی های هدفدار می توان، تحرک و پویایی و حتی فضائل اخلاقی را در شخصیت کودکان بارور کرد و ریشه ی گرایشات منفی آتی را خشکانید و گامی اساسی در تربیت کودکان برداشت.

7- آموزش در درس تعلیمات اجتماعی: درس تعلیمات اجتماعی، دانش آموزان را با زندگی عملی در اجتماع بیشتر آشنا می سازد، چون در این درس دانش آموزان یاد می گیرند که یکی از وظایف فرد در جامعه ی اسلامی، اسراف نکردن است. آن ها می آموزند که در زنگ تفریح، نان را هدر ندهند و آن را در کیسه ی مخصوص بریزند و یا کاغذ را در ظرف خودش نگهداری نمایند تا قابل بازیافت باشد.

8- آموزش در درس هدیه های آسمانی: پیامبر اعظم(ع) تابلو تمام نمای همه ی زیبایی ها و خوبی هاست و ارزش های الهی و آیات خداوند، در سیره و رفتار او تجلی می یابد.

دانش آموزان می دانند که بهره گیری از دستورات بهترین الگو، جزء کرامات انسانی محسوب
می شود و پیامبران و جانشینان آن ها اسراف کار نبودند و اسراف کاران را دوست نداشتند. با استفاده از داستان های قرآنی می توان این امر را آموزش داد.

9- اجرای مسابقه: یکی از جذاب ترین روش های آموزش، برگزاری مسابقه بین کودکان است، چون این کار موجب نشاط در آن ها می گردد و به طور غیر مستقیم مطالب زیادی را یاد می گیرند.

10- پژوهش و تحقیق: از دانش آموزان می خواهیم که در زمینه های گوناگون که به صرفه جویی و اسراف نکردن پرداخته می شود، عکس و گزارش تهیه کنند و در کلاس ارائه نمایند و یا جاهایی که اسراف می شود، راهکارهای مناسبی را جهت رفع آن ارائه نمایند.

11- آموزش در د رس بخوانیم و بنویسیم: به دانش آموزان اجازه می دهیم که برداشت ها و عقاید خود را به راحتی در کلاس مطرح کنند و آن ها را تشویق می کنیم که فکر کنند و حرف های تازه و خارج از مطالب کتاب را در زمینه اصلاح الگوی مصرف در گفت و شنودها را بر زبان بیاورند.(استفاده از ضرب المثل می تواند یاری گر ما در این امر باشد).

12- آموزش در اوقات فراغت: دانش آموزان علاقه زیادی به تلویزیون و کامپیوتر دارند و
می دانیم که بیشتر اطلاعات خود را از طریق حس بینایی کسب می کنند. بنابراین می توانیم فیلم های متناسب با سن آن ها و موضوع(الگوی مصرف) پخش کنیم تا آن ها پس از مشاهده، تجزیه و تحلیل و قضاوت نمایند، همچنین می توانیم دانش آموزان را در تهیه ی مطالبی که به صورت
 power point آماده می کنیم مشارکت دهیم تا انشاءا... این امر مهم(اصلاح الگوی مصرف) در آن ها نهادینه شود.

  اصلاح الگوی مصرف را چگونه آموزش دهیم؟(تجربه آموزشی حسن رضاترابی)چاپ درهفته نامه نگاه مرداد88 شماره۳۹۷


Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)



تاریخ : 1393/11/13 | 12:58 ق.ظ | نویسنده : حسن رضا ترابی | نظرات

امام خمینی


گسترش فرهنگ سوادآموزی

گسترش فرهنگ سوادآموزی

گسترش فرهنگ سوادآموزی

گسترش فرهنگ سوادآموزی

گسترش فرهنگ سوادآموزی

گسترش فرهنگ سوادآموزی