تبلیغات
♣♣♣ سوادآموزان گرامی:خداراشکرمی کنیم که شماباخواندن ونوشتن و روخوانی قرآن کریم آشناشدید.ازحضورشمادربرنامه ی سوادآموزی تشکّرمی کنیم وامیدواریم که این حضور ادامه داشته باشد وسوادآموزی را ادامه دهیم تابه طورکامل بتوانیم بخوانیم،بنویسیم وقرآن رابه عنوان یک مسلمان روان بخوانیم ♣♣♣ گسترش فرهنگ سوادآموزی - خاطرات آموزشیاری
Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)
خاطره اول:
یکی از بستگان نزدیکم چند سالی است که به عنوان آموزشیار نهضت سواد آموزی ، مشغول خدمت است خاطرات بسیار جالبی را برایم تعریف کرده که لازم دانستم در یک پست ویژه وبلاگم آنها را در معرض دید خوانندگان عزیز این وبلاگ قرار دهم اما اولین خاطره از زبان ایشان:برای جلب شاگردان که معمولاْ خانم های میانسال به بالا هستند می بایست از شگردهای مختلف استفاده می کردم ٬ تا آنها علاقمند به شرکت در کلاس شوند ٬ به آنها قول دادم که اگر در کلاس شرکت کنند یک معلم خیاطی با هزینه خودم می گیرم تا به بهانه آموزش خیاطی کلاسم برقرار شود وهر وقت ناظر اداره برای بازدید آمد ببیند شاگردان در کلاس هستند  وکلاسم را منحل نکنند .


Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)

خاطره دوم:
یکی شگردها این بود که برای جذب شاگرد با همکارم هماهنگی کردم که کلاس او را هم من اداره کنم و او برای بچه های شاگردها کلاس آمادگی راه بیاندازد ٬به شاگردها گفتیم اگر در کلاس شرکت کنید برای بچه هایتان کلاس آمادگی و یا پیش دبستانی  دایر می کنیم  پس خانم ها در کلاس های ما شرکت می کردند اما نه به خاطر سواد آموزی بلکه به خاطر اینکه بچه هایشان در کلاسهای آمادگی شرکت کنند .


Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)

خاطره سوم:

برای جلب نظر وتشویق شاگردان با ماشین شخصی آنها را تا محل کلاس می آوردم و بعد از کلاس نیز باید آنها را تا منزل می رساندم گاهی پیش می آمد که کاری داشتند بین راه باید آنها را می رساندم مثلاْ خریدی داشتند یا کار دیگر باید می ماندم وکارشان را انجام می دادند بعداْ آنها را به خونه شان می رساندم ٬ البته باید هیچ دغدغه ای باشون نمی گذاشتم تا از حضور در کلاس منصرف نشوند این هم یکی از شگردها ببینید آموزشیاران چه می کشند .

 

Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)

خاطره چهارم:

زندگی هر انسان تشکیل شده است از خاطرات تلخ و شیرین. هر روز و هر ساعت که از عمر ما می گذرد در خاطرات ذهنمان نگاشته می شود و به نظر من خاطرات زندگی عادی یک سو و خاطرات تحصیلی سوی دیگر قرار دارد خاطرات تحصیلی پر است از شادی و نشاط، دیدن انسانهایی با شخصیت های مختلف پر است از موفقیتها و شکستها در درس و امتحان ، موفقیتهایی که البته به نظر من نور امید به تحصیل را در ذهن روشن می کند و شکستی که همراه با نا امیدی می باشد.

اما اگر انسان شکست نخورد شیرینی موفقیت و تجربه برای موفق شدن را درک نمی کند یادم هست که با ذوق و شوق بعد از آمدن از روستا به دنبال این بودم که بتوانم به هر قیمتی که هست با سواد شوم ، در محله مان با خانمی آشنا شدم و دانستم که در کلاس مقدماتی نهضت درس می خواند به اصرار از خانواده ام اجازه گرفتم که من نیز به کلاس نهضت بروم.

بعد از کسب موفقیت از آنها در کلاس مقدماتی ثبت نام کردم سه ماه داغ تابستان را با اینکه راه کلاس نهضت دور بود توانستم با پشتکار و تلاش فراوان و با اینکه درک درس تقریباً سخت بود در شهوریور 71 به پایان برسانم و بلافاصله کلاس تکمیلی را نیز به همت خود گذراندم و کلاسهای پایانی را نیز با تلاش فراوان و با نمرات عالی سپری کردم ولی که خواستم به کلاس بالاتر ثبت نام کنم با مراجعه به مسئولین برای دریافت کارنامه هرچه گشتند با این جواب روبرو شدم که متاسفم کارنامه شما در بین پرونده ها موجود نمی باشد .

با شنیدن این خبر خیلی ناراحت شدم ولی امید خود را از دست ندادم دوباره با دادن امتحان متفرقه دوباره با نمرات عالی قبول شدم و کارنامه دریافت کردم با تلاش فراوان دوباره از صفر شروع کردم و حالا هم که می دانم که روزهای سخت گذشت و ایام شیرین که این ایام یعنی روزهای معلمی برایم می باشد مزه شکست را کمرنگ کرده است.

مقدار این موفقیت شیرین را لطف الهی و توسل به کلام رسول اکرم می دانم که فرمودند:« زگهواره تا گور دانش بجوی» و خانمی را که در بالا ذکرشان را کردم کلاس نهضت را با او شروع کردم اما ایشان بعد از گذشت چند روز، کلاس مقدماتی نهضت را ترک کرد دلیل گفتن این مسئله این است که من در سال 81 آموزشیار ایشان در مرحله مقدماتی بودم که کلاسم را با ایشان شروع کردم این یک خاطره خوب برای من می تواند باشد.



Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)

خاطره پنجم:


خانم دکتر فاطمه طباطبایی عروس گرامی امام خمینی خاطره ای را در خصوص نحوه برگزاری کلاسهای نهضت سوادآموزی در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی نقل کرده است که خواندن آن خالی از لطف نیست. پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، در سالروز فرمان حضرت امام خمینی برای تشکیل نهضت سوادآموزی آن را منتشر می کند:

امام در یک سخنرانی خود در قم اشاره‌ای بدین مضمون داشتند که زیبنده کشور نیست که مقدار زیادی بی سواد داشته باشد؛ و از مردم خواستند برای رفع این نقیصه همت کنند. من هم به کمک یکی از دوستان، تشکیلات نهضت سواد آموزی قم را راه انداخته  و هر روز گزارش آن را به حضرت امام می دادیم و آن بزرگوار با علاقه خاصی موضوع را دنبال می کردند و برایشان جالب بود. روزی یکی از خانم معلم ها گفت: بعضی از خانم هایی که ثبت نام کرده اند، مرتب به کلاس درس حاضر نمی شوند و غیبت می کنند. از من درخواست کرد که شما بیا و با اینها صحبت کن. من در جمع آنها حاضر شدم و گفتم: اهمیت کلاس درس در تعطیل نکردن آن است. شما به حضور همه روزه در کلاس احتیاج دارید. یکی از خانم ها بلند شد و گفت: نه دخترم! آدم اگر هرروز یکجا برود سبک می شود. باید یک روز برود یک روز نرود...

وقتی این موضوع را برای حضرت امام نقل کردم، خیلی خوششان آمد و خندیدند.

منبع: کتاب یک ساغر از هزار، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی،صفحات 540- 541



Avazak.ir Line1 تصاویر جداکننده متن (1)

خاطره ششم:


ابتدای سال تحصیلی بود. کتابهای دانش آموزان پایه ی اول را به کلاس برده بودم و اسم هر کدام از آنهاراروی کتاب ها یش می نوشتم و به وی می سپردم.

میترا دخترک شیرین زبانی بود که در ردیف جلوی کلاس می نشست.وقتی کتاب هایش را به وی دادم با سادگی گفت: آموزگار من که سواد ندارم . چطوری این همه کتاب را بخوانم؟

 برایش توضیح دادم که ما به همدیگر کمک می کنیم تا بتوانیم این کتابها را بخوانیم.

اواخر سال تحصیلی وقتی میترا کوچولوی من در جلوی کلاس ایستاده بود و آیات قرآن را از روی لوحه ی آموزشی بلند می خواند و بچه ها تکرار می کردند؛یاد حرف اول سال وی افتادم و بی اختیار اشک در چشمانم حلقه بست و به گریه افتادم.

میترا متعجبانه نگاهی به من کرد و پرسید: چی شده آموزگار؟!... و من سر از پا نشناخته فقط به وی لبخند زدم.

باید گفت لذت تدریس در کلاس اول ابتدایی بیشتر از تمامی مقاطع دیگر است.

چون در پایان سال بچه هایی را می بینی که می خوانند و می نویسند، و می دانی که فقط تو بوده ای که به آنها خواندن و نوشتن آموخته ای .

و این لذتی باور نکردنی دارد . . .

احساس می کنی بیشتر از معلمی، حالا خدا شده ای چون چیزهای زیادی از هیچ خلق کرده ای
.



تاریخ : 1393/11/12 | 09:29 ق.ظ | نویسنده : حسن رضا ترابی | نظرات

امام خمینی


گسترش فرهنگ سوادآموزی

گسترش فرهنگ سوادآموزی

گسترش فرهنگ سوادآموزی

گسترش فرهنگ سوادآموزی

گسترش فرهنگ سوادآموزی

گسترش فرهنگ سوادآموزی